سر کاری

توی یه دانشگاهی استادی میخواست حال یکی از شاگرداشو که سر جلسه امتحان همش تقلب میکرد رو بگیره دانشجو هم میخواست استادشو سرکار بذاره سر یه جلسه ای خودشو میزنه به مریضی مدام سرفه میکنه و با دستمال بینی مبارکش رو پاک میکنه و بعد از هر بار پاک کردن بینی مبارک دستمال رو باز کرده چند ثانیه ای به ان نگاه کرده و بعد سریع شروع به نوشتن میکنه  ......

استاد بیچاره میره که دست دانشجو رو رو کنه از اون میخواد دستمال دماغی رو بهش بده بعد با وسواس تمام نوک دستمالو گرفته و اونو باز میکنه اما میبینه دستمال کاملا تمیزه .....

نه از مواد پاک شده از بینی خبری بود نه از تقلب فهمید دانشجوی گرامی سرکارش گذاشته بود

این خاطره رو استاد عزیز تر از جان ما تعریف کرد  نگو استاد ما خواست بهمون بفهمونه با اون از این شوخیا نکنیم اما به همه دانشجویان عزیز پیشنهاد میکنم حالا که امتحانات ترم نزدیکه سعی کنن از نگهبان بخوان بیاد مراقبشون باشه خیلی خوبه همش تقلب به آدم میرسونه

 

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

آخه نگهبان مگه جواب سوال ها رو بلده؟!

نجمه قاسمی

بله منم از این کارا زیاد کردم... حراست دانشگاه بیادو مراقب باشه که دیگه همه چیز حله همه قبولن.. تجربه ی خوبیه

جوشش دل

سلام.متن خیلی باحالی بود.ممنون که بهم سرزدی.بازم ژیشم بیا خوشحال میشم. علی ضیایی/

غزل

سلام فاطی جون.وبت خیلی خوبه.لینکت کردم.اگه دوست داشتی لینکم کن.[گل]

زهرا

خانومی اپم بدو بیا[خوشمزه]

سارا

سلام عزیزم خوبی؟؟ خبری ازت نی نکنه چندروزی که سر نزدم منو فراموش کردی[گریه]

سیمین

یه پروانه را با دستات می گیری بدش می خوای ببینی زنده هست؟ انگشتاتو باز کنی .... فرار میکنه محکم بگیری....می میره دوست داشتن هم یه چیزی مثل پروانه هست

فریده

دلم برات تنگ شده بود طاقت نیاوردم یواشکی اومدم نت خیلی قشنگ بود یه وقت تو مدتی که نیستم منو یادت نره عزیزم .[قلب][ماچ]

بهاره یساقی(شاعرانه)

سلام دوستان خبر فوری لطفن جهت برگردوندن سید علی ضیا به برنامه اینجا شب نیست (شنبه ها رادیو جوان)از هم اکنون (ساعت12-2شب)اس ام اس هایی حمایت از ایشون به شماره 30000881 ارسال نمایید با تشکر [گل]

فاطمه

سلام فاطي خانم.ايشالله منم يه روز دانشجو بشم با تقلب و پيچوندن استاد و كلاس و درس و دانشگاه عوض اين چند سال خرخوني رو در ميارم.ولي استادتون حسابي ضايع شده بودها........[نیشخند][نیشخند]